آغاز جنگ سرد بین ایران و امریکا
اوایل هفته گذشته بود که توسط دوست بلاگرمان نیما اکبرپور مطلع شدم که فیلمی با عنوان 300 آماده اکران است. با خواندن کامل مطلب، تمام فکر و ذهنم معطوف به آن شد. هر چه مقاومت کردم که مطلبی پیرامون این فیلم ننویسم، نشد! آخر هر چه بنویسم، نهایتن به سیاست ختم میشود و این در حالیست که من از سیاسی نویسی گریزانم! ولی شرایط به گونه است که نمی توانم به راحتی از کنار این مسئله گذر کنم.در رابطه با فیلم 300 دوستان بلاگر گفتنی ها را گفته اند، اما من قصد دارم از منظر دیگری به بررسی این فیلم و تبعات پیرامون آن بپردازم.از دید من این فیلم مقدمه ای است برای شروع جنگی پنهان بر علیه ملت و مردم ایران، جنگی نا برابر و ناجوانمردانه بر علیه تاریخ و تمدنی که بیش از کل تاریخ بشریت قدمت و بزرگی دارد. جنگی که در آن آدمی کشته نمیشود، بلکه تاریخ و تمدنی کشته میشود که همه دار و ندار ملتی ورشکسته است. و به راستی ملتی که عزت ندارد، هیچ ندارد. نه هویت، نه آبرو، نه غیرت و نه هیچ ارزشی از ارزشهای انسانیت.
و اما جنگ سرد:واژه جنگ سرد نخستین بار بصورت جدی در زمانی مطرح گشت که دو ابرقدرت روزگار یعنی اتحاد جماهیر شوروی و ایالات متحده امریکا به جنگی روانی و تبلیغاتی بر ضد هم روی آوردند. سیاستمداران کاخ سفید آن دوران بدین نتیجه رسیده بودند که امکان درگیری و برخورد نظامی به هیچ وجه میسر نیست و از این رو تصمیم گرفتند که جنگ را در میدانی دیگر بیازمایند. در آن دوران هنوز خبری از وسایل ارتباط جمعی پیشرفته ای چون دستگاه های دریافت تصاویر ماهواره ای و شبکه جهانی اینترنت در میان نبود و از این بابت ابزارهای محدودی در جهت پیشبرد جنگ روانی در دسترس بود. مهمترین ابزار قابل دسترس در آن روزگاران رادیو بود. امریکا از طریق همین رسانه و از طریق نفوذ به مطبوعات داخلی شوروی تنوانست جنگی را ببرد که از دید بسیاری از کارشناسان سیاسی آن روزگاران پیروزی در چنین جنگی محال می نمود. و این آغازی بود، برای استفاده ابزاری از رسانه های جمعی و محصولات فرهنگی و هنری در جهت پیشبرد مقاصد سیاسی! سلاحی بدون درد و خونریزی! و در عین حال موثر و کارآمد با هزینه هایی به مراتب کمتر از برخورد نظامی!
اما در دوران ما که از آن به عنوان عصر طلایی اطلاعات و ارتباطات یاد می شود، ابزارهای ارتباط جمعی پیشرفت شگرفی کرده اند و در همه جا قابل دسترسی شده اند و این در حالی است که ما در این عرصه از پیشرفتهای جهانی عقب افتاده ایم و توانایی عرضه اندام و مقابله به مثل در این معقوله را نداریم. پس چه باید بکنیم! ما باید یاد بگیریم که از امکانات فعلی مان بیشترین بهره را ببریم و تمام تلاش خود را در جهت ارتقای سطح تکنولوژِی در عرصه رسانه ها و تولید محصولات فرهنگی و هنری بکار ببندیم تا به نوعی عقب ماندگی هایمان را جبران نماییم. نباید گذاشت که جریانهای متعصب و تندرو در داخل حکومت مانع پیشرفتمان در این امور شوند و از این رو باید در برداشتن موانع کمک و همیاری نماییم. نمونه از این کج نظری ها را میتوان در محدودیت سرعت اینترنت و همچنین فیل.تپرینگ سایتهای خوب علمی و تخصصی به وضوح مشاهده نمود، که این محدودیت ها در نهایت به ضرر پیشرفت ما و به سود دشمنانمان تمام خواهد شد.
شرایط کنونی ایران و امریکا را درست میتوان به شرایط زمان جنگ سرد تشبیه نمود، امریکا از لحاظ نظامی توانایی درگیری با ایران را ندارد و از این رو به ناچار استفاده از شیوه های قدیمی را با استفاده از ابزارهای نوین در پیش گرفته است. در جنگ پیش رو امریکا در موضع قدرت و ایران در موضع ظعف کامل قرار دارند. تمامی ابزارهای رسانه ای دنیا در کنترل امریکا هستند و از این رو صدای ایران در این وادی شنیده نخواهد شد. اما تسلیم شدن ساده ترین کار ممکن است! راه بهتری نیز وجود دارد، که همانا تلاش برای ساخت محصولات فرهنگی و هنری تاثیر گذار همچون آثار سینمایی و پویانمایی فاخر و با کلام جهانی و توسعه محتوای فرهنگی و هنری ایران زمین در دنیای سایبر از جمله این حرکتها است.
برخی معتقد هستند که ایران باید در موضع هسته ای خود عقب نشینی کند که بدین وسیله بهانه حمله نظامی از سوی امریکا را خنثی نماید ولی واقعیت این است که اگر امریکا توانایی برخورد نظامی با ایران را داشت حتا یک لحظه هم در انجام آن تردید نمی نمود و بدون فوت وقت و در کمترین زمان ممکن به ایران حمله می کرد. همه به گواه تاریخ می دانیم که امریکا برای حمله به کشورها نیازی به بهانه تراشی ندارد. آنها توانایی آن را دارند که در کمترین زمان ممکن مدارکی جعلی را ارائه کنند و بدون کسب مجوز از هیچ مرجع قانونی و بین المللی به کشوری حمله نمایند و نمونه آن را در جنگ عراق و افغانستان دیدیم. آن دسته از تحلیل گران به اصطلاح سیاسی که خود را علامه دهر می دانند، این نکته را به کلی فراموش کرده اند! اگر امروز بهانه امریکا برای تحریم و برخورد با ایران بر سر غنی سازی و استفاده صلح آمیز هسته ای است، فردا بهانه ی دیگری پیدا میشود و تا به خودمان آییم خواهیم دید که دیگر هیچ در بساط نداریم!
پس چه باید کرد؟ دو راه پیش روی ماست. یا تسلیم شدن بی قید و شرط و یا مقاومت و پایداری! غیر از این هیچ راه دیگری وجود ندارد! گفتگو و مصالحه با ابرقدرتی که سیاست های کلیش بر مبنای جنگ تمدن ها بنا شده است عملن هیچ فایده و منفعتی برای کشور و ملت در پی نخواهد داشت. درست است که هزینه های مقاومت و پایداری بسیار گران تمام خواهد شد ولی مطمئنا هزینه های تسلیم شدن ملت ما در برابر این دسیسه به قیمت نابودی تمامی داشته های این ملت تمام خواهد شد.
© محمد میرزائی
3 نظرات:
پاینده باشی رفیق ...
www.300movie.blogfa.com
سپاس محمد جان. فقط بمب گوگلی رو نبايد این طوری لينک میدادی. بايد برای عمل کردن درست بمب عبارت 300 the movie رو به سايت http://300themovie.info لينک کنی
با تشکر از دوستان عزیزم. در مورد بمب هم من لینک اصلی رو در زیر بنر نظرسنجی سال 85 قرار دادم.
ارسال يک نظر